تبلیغات
گلبولهای زندگی - داستان عشق خدا به انسان
 
گلبولهای زندگی
همه باهم همیشه باهم
درباره وبلاگ


سلام به همه بازدیدکنندگان عزیز گلبولهای زندگی به همه خوش امد گویی میگوید و امیدواریم این گروه گلبولهای زندگی برای همیشه بماند

مدیر وبلاگ : aboud hashemi
نظرسنجی
بنظرت چطوره ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
!code ahang new!

دنیای بچه ٢ عینک آفتابی مردانه
از ما حمایت کنید


!--Begin of IRChat.ir-->


اما امروز ( به نقل قول از استادی ) داستان خلقت انسان رو بیان میکنم و هر انچه از این به بعد خواهید خواند ، کلام خداوند است که می خوانید

و خداوند این چنین میگوید که :


ای عزیز دله من ، چرا فکر میکنی که رابطه من با تو این است
و اکنون با باز گو کردن داستان خلقتت به تو میگویم که تو کیستی و من کیستم و من چگونه تو را دوست دارم 
و این داستان ، داستان حضرت ادم نیست 
داستان توست
خوده تو
روزی که در این جهان هیچ چیز نبود و فقط من بودم و در یک زمانی که نامش را شب قدر نهادم ، تصمیم گرفتم که متجلی شوم و بیافرینم جهان با عظمتی را
و در ان شب تقدیر کردم که چگونه بیافرینم هستی را
از دریاها و کوه ها گرفته تا به خلق انواع حیوانات و در ورای این زمین ، کهکشانها و منظومه هارا
و هر انچه را که اراده کردم طراحی و خلق کردم
اما وقتی نگاه کردم به این جهان با عظمت که  حیرت انگیز است از کوچکترین ذره ان ، که اتمی باشد و بزرگترین های ان ، که خلق کهکشانها است
ولی بازهم برام اهمیتی نداشت و من را ارضا نکرد
و بعد اراده کردم پدیده دیگری بیافرینم که در جهان هستی ام یک شاهکار باشد و سر امد همه مخلوقاتم باشد وبه عبارتی دیگر دوست داشتم که یک آیینه ای بیافرینم که هر وقت در این آینه نگاه میکنم ، جلوه های زیبای خودم را در این آینه ببینم و تنهایی بودم ، که دوست داشتم معشوقی را بیافرینم ، که هر دم با او معاشقه نمایم
و با چنین احساسی ابتدا " عشق " را به عنوان زیبا ترین پدیده جهان افریدم و سپس خود مبتلا شدم و یک عاشق تمام عیار گشتم (البته خدا محل تغییر نیست و این یک اصطلاح است ) و برای معاشقه با محبوبی ، با دستهای مبارک خودم " تو "را افریدم
سپس اندیشه را در ذهن تو تعبیه کردم که تنها تو داری به عنوان فکر، و کاری کردم که این عزیز خودم هر آنچه را بخواهد و اندیشه کند میتواند بیافریند و من این گونه خواستم
اما همچنان تو افتاده بودی و هیچ روحی در بدن تو نبود و باید از جایی  ، روحی را در تو میدمیدم
اما هر چه فکر کردم ، دیدم به این عزیز دلم ، به این دردانه ام و به این محبوبم  ، هیچ روحی زیبنده نیست ، الا روح خودم 
و به مصداق " ونفقت فیه من روحی " از روح خودم در تو دمیدم
و تو برخواستی

انسان شدی

و به محض اینکه من ، نگاهی به قد و قواره رعنای تو انداختم بی اختیار کلامی بر خود گفتم که برای هیچ کدام از کائنات خودم نگفته بودم و بی اختیار گفتم

" فتبارک الله احسن الخالقین "
 
و وقتی بر خود به خاطر خلقت تو افرین گفتم ، بلافاصله تو را به رخ ملائکم کشیدم و گفتم ای ملائک

" انی جاعلٌ فی العقده خلیفه "
ای ملائک بیایید من در روی زمین برای خود جانشین افریدم 
سجده اش کنید

و ملائک به پای تو افتادند و تو را سجده کردند و انجا که از سجده برخواستند ، معاشقه من با تو شروع شد
و من ارام ارام ، در یک روند معاشقه ، اینقدر تو را به خودم نزدیک کردم که فاصله من با تو به صفر رسید و  آنگاه عاشقانه در گوشت نجوا کردم که
" نحن اقرب بکم من حبل الورید "  
"  ما از رگ گردن به تو نزدیک تر شده ایم "

و تو همیشه و همه جا در اغوش پر مهر و محبت منی ، من هیچ گاه در زندگی تو را تنها نخوام گذاشت و همه توجه من به توست و من هر آنچه را که در جهان هستی است به تسخیر اندیشه های تو در اورده ام
" وسخرنا لکم ما فی السماوات و ما فی الارض "

که اگر خود را بشناسی و باور کنی ، میتوانی هر چیزی را که بخواهی خلق کنی و در این راه تمام کائنات من ، گوش به فرمان تو خواهند بود 
و من" تمام ذرات هستی را برای تو آفریدم  و تو را برای خودم "
" خلقت الاشیا و العجلک و خلقتک العجلی "

ولی بدان 
که باید هوشیار باشی و فقط از من بخواهی
و هر چه که بخواهی به تو میدهم
" ادعونی استجب لکم "

فقط هوشیار باش و اندیشه کن  و بدان که تو خود یک خدایی و شباهت تو با من در این است که اراده کرده ام ،  تو هم مانند من ، هر انچه را که اراده کنی ، میتوانی خلق کنی
نکند که خود را دست کم بگیری
خودت را باور کن و اندیشه کن
اگر هوشیار باشی تمام ذرات جهان گوش به فرمان تو خواهند بود و میتوانی بهترین زندگی را رقم بزنی و در نهایت به بهشت خود من بیایی

این کلام خداوند بود برای من و برای تو 
 
(تماما" به نقل قول از استاد گرامی دکتر علی رضا آزمندیان)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 آذر 1391
aboud hashemi
جمعه 22 اردیبهشت 1396 12:52 ب.ظ
Hi there to all, it's in fact a nice for me to
go to see this web page, it contains important Information.
جمعه 25 فروردین 1396 06:22 ب.ظ
First off I want to say superb blog! I had a quick question that I'd like to ask if you do not
mind. I was interested to find out how you center yourself and clear your head before
writing. I have had a hard time clearing my thoughts
in getting my thoughts out. I do enjoy writing but it
just seems like the first 10 to 15 minutes tend to be lost just trying
to figure out how to begin. Any ideas or tips?
Appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر