گلبولهای زندگی
همه باهم همیشه باهم
درباره وبلاگ


سلام به همه بازدیدکنندگان عزیز گلبولهای زندگی به همه خوش امد گویی میگوید و امیدواریم این گروه گلبولهای زندگی برای همیشه بماند

مدیر وبلاگ : aboud hashemi
نظرسنجی
بنظرت چطوره ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
!code ahang new!

دنیای بچه ٢ عینک آفتابی مردانه
از ما حمایت کنید


!--Begin of IRChat.ir-->


ای آسمان دلگیرمباش که وسعتت به اندازه زمین هست،،،،،،،،،،،،

امااین زمینی هایندکه حسادت رادرخودجای داده اندوحاظربه تعویض آن باهیچ چیزدیگرنیستند،،،،،،،

این زمینی هایندکه بااشک ریختن توشادمیشوند،،،،،،،،،،

لبخندبرلبانشان شگفت زده میشودامادریغ ازآنکه بسویت دستی دراز کنندوتوراشکروسپاس گویند،،،،،،،،

ای آسمان توبزرگی  وبه بزرگی خودت ببال،،،،،،

ببال،،،،،،،

زیرابالیدن برازنده ی توست ،،،،،،،،،،زیراتونیزهمانندخدای جهانیان بزرگ وبخشنده ایی،،،،،،،،

ای آسمان ببارزیراکه باریدن رحمت وبخشندگی تورابه زمینی هاثابت میکند،،،،،،،،،

ای آسمان ببارکه باریدن بزرگترین ثواب هست،،،،،،

ببارتاکه پرندگان تشنه بیابان لبی ترکنن ازوجوداشکهایت...............................





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 26 اسفند 1392
hassan kachall

پدرم.......................

پدرم سایبان دوران کودکی ام ***دوست صمیمی نوجوانی ام ***تجربه بزرگ سالی ام...............

پدر،،،تنهاکلمه ای که تمام وجودم ازشنیدن نام قشنگش به لرزه درمیایدوروزهای سخت نبودنش رادرچهره ماتم زده مادرم برایم به یادگارگذاشته است***مادری که تنها دلخوشی اش در این دنیای  بی رنگ وبوی  زندگی اش تنها همسری فداکارواز جان گذشته بود****

پدرم ،،،تنها پناه بی پناهی دستان کوچک وبزرگ خواهرانم ..................

تنها یارویاوربرادرانم****تنها کسی که محبت کردن ومحبت آموختن رادرزندگی برایم به یادگارگذاشته است....................

دلم برای روزهای باتو بودن برای خنده هایت برای نوازشهایت وبرای دلگرمی هایت وهمچنین برای گرمای دستان پرمهرت  تنگ هست....................

امروزهشتمین ماه از روزرفتنت میگذرد***رفتنی که تمامش بادردورنج سپری شد***رفتنی که درچشمان کم سو ی مادرم برق عجیبی ازعشقت را برای همیشه به نمایان گذاشته شد،،،تا هرموقع که به چشمانش بنگرم تنها یادوخاطره تویادآورشود.....................

هیچگاه یادم نمی رودروزها وشبهایی که چشم به راه آمدنت بودم وبه درگاه خداوندبرای بهبودیت دست به دعاشده بودم وتو بی آنکه حتی بدانی چه میگذرددرخوابی عمیق فرورفته بودی خوابی که دیگرهیچگاه  بیداری ای نداشت****نمیدانم شایدم میدانستی وقادربه حرکت  دادن زبان  برای گفتن حداقل چندکلمه نمی شدی ***اما با این وجودتمام دلخوشی مان به همین برق نگاهی بود که از چشمان بازت  خودنمایی میکرد.......................

بلاخره روزبازگشتت فرارسید ***اما چه بازگشتی ؟؟؟؟؟بازگشتی که خبراز رفتن وپرگشودن همیشگی می داد***بازگشتی که نماندنت را برایم ندامی داد***بازگشتی که دیگرخداحافظی ورفتن به دیارحق را برای خانواده یمان تداعی میکرد****آن روزنه تنها روز مرگ توبود بلکه روز مرگ تمام اعضای خانواده بود یاشایدم روز وداع من با تمام دلخوشی دنیا بود........................


نویسنده:حسن ابراهیمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 بهمن 1392
hassan kachall

دلم گرفته از زمین از آسمان ازدریاوکوهای سربه فلک کشیده ای که حتی بااین عظمت وبزرگی نمی توانندبرای رسیدن به یکدیگرکاری کنن***آری این همون بی وفایی زمینه***این همون بی رحمی آسمونه***یامیشه گفت نشانه ای ازبزرگی خداوندقادروتواناست***خدایادلم نمیادگله کنم یافکرکنی دارم شکایت می کنم***ولی این رسمش نیست که ما دریادلان راه کوه وسنگ وزمین وهرچیزی که قادربه رسیدن به معشوقه نیستن رادرپیش بگیریم***دلم تنگ هست برای کسی که هرگزدلتنگم نبودونشد***گوشم گلایه داردازنشنیدن صدای کسیکه هرگزنمی خواستم***چشمم گلایه داردازندیدن چشمی که سالهاست انتظاردیدنش رادارد***زبانم گلایه داردازنگفتن این همه حرف***قلبم گلایه داردازترک خوردن بخاطرکسی که هرگزحاظرنشدبخاطرش برگردد***بغضم گله منداست بخاطرقورت دادنش دربرابرکسی که اشکهایم رادیدوتوجه ای نشان نداد***خدایادست خودم نیست گله دارم***گله دارم***از همه آعالم وآدم گله دارم***گله دارم.........................



نویسنده :حسن ابراهیمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 بهمن 1392
hassan kachall

دل اسیربغض هست گریه میخواهد***صورتم آبی برای طراوتش راندامیکندچشمانم از اشک حلقه بسته است***صدای هق هقم راآرام میشنوم وپلکهای نمناکم ازفروپاشی سیلی عظیم خبرمیدهد***کبوتران تشنه منتظرمانده اند***دورم حلقه بسته اندومن بی آنکه ازخودتوجه ای نشان دهم میگذرم***این گذشتن باری دیگرآن گذشتن ناجوانمردانه عشقم رایادم می آورد***برمی گردم ولحظه ای به پشتم نگاه میکنم عده ای ازکبوتران عاشق برروی زمین تابه ابدخفته اندوعده ای برای نجات جان معشوقه خوددراین بی آبی وبی وفایی زمین وآسمان به چشمان نمناکم التماس باریدن میکنند***این صحنه تنها مرا یادروزی انداخت که برای دوست داشتنم گدایی عشق میکردم***چشمانم بی اختیارهمانندابربهاربرایم اشک باریدبغضم راشکستم وبی اختیارآه ای سردادم***وچشمانم کبوترانی که درحال سیراب شدن ازدلی پردردبودن را نظاره میکردند.............................................




نویسنده : حسن ابراهیمی















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 27 بهمن 1392
hassan kachall


 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو